الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
579
دقائق العلاج ( فارسي )
ريواس و آب انار ترش اقدام بتصفيه خون كنند . غذاى بيمار ظهر و شب ماء الشعير و يا عدس با سركه و كمى شكر ، روغن بادام ، سبزيهاى سرد و رب ميوهها است . اگر خشكى بر مزاج غالب باشد بايد با چيزهائى مانند انگشتپيچ آلو مزاج را لينت بدهند اما اين تا هنگامى است كه دانههاى آبله سر نزده اما پس از آن نبايد به اين كار اقدام كنند زيرا سبب ميل ماده به داخل بدن مىگردد . همينكه دانهها شروع بسر زدن كردند ، فصد نبايد بكنند و ترشى نبايد بخورند و هنگامى كه ظاهر شدند نبايد به بازى گرفته شوند . اگر دير شد بايد باديان با شكر و آب كرفس بخورد بيمار بدهند و نيز چيزهايى كه خون فاسد را بخارج مىكشاند ، مانند تاجريزى سياه ( عنب الثعلب ) عدس ، گل سرخ ، كتيراى سفيد ، تمشك ، مويز ، باديان ، تخم كرفس ، نبات انجير زرد ، لاك شسته مفرد يا مركب ، جدوار با دوغ گاو ( بايد جدوار دو و نيم گرم شد ) و ماء الشعير . در آغاز پيدايش دانهها بايد مخلوط حنا و زعفران ، برگ بنه و سركه بر كف پاى بيمار بگذارند تا وقتىكه تب قطع شود و اين درمان براى حفظ چشمها و پائين آوردن تب بآزمايش رسيده بيمار را از خوردن ملين بايد پرهيز دهند و اگر لينت داشته باشد بايد رب مورد ، رب به ، شربت مورد به او بدهند و تا وقتى كه پوست دانهها نيفتد و اعراض تمام نشود از خوردن جوجه بايد بپرهيزد . بطور مطلق بيمار بايد از ترشيها پرهيز كند و در هفته دوم نبايد چيزهاى شيرين به بيمار بدهند اما اگر هفته سوم رسيد و آثار بهبودى پيدا شد بيمارى به خوبى مىگذرد و الا بايد منتظر مرگ نزديك او باشند .